برچسب:
نویسنده: پرهام قنبری

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری است
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه ای ست
وقلب
برای زندگی بس است ...
احمد شاملو 
برچسب:
نویسنده: پرهام قنبری
من صادقانه روز تولدم بغض می کنم وقتی تو این چنین کودکانه شاد و ......
یکی تو این روزه و یکی هم لحظه تحویل سال نو ، حس غریبی میکنه آدمی
نگاهی به گذ
برچسب:
نویسنده: پرهام قنبری
عاشقماهل همین کوچه ی بن بست کناری که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادیتو کجا؟ کوچه کجا؟ پنجره ی باز کجا؟ من کجا؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا؟ تو
برچسب:
نویسنده: پرهام قنبری
شب ، سکوت ، کویر ...
استاد شجریان ...
برچسب:
نویسنده: پرهام قنبری
صفحه ای هستی در روبروی چشمانم که هر روز آنرا، تو را میخوانمت
چقدر دلم میخواهد؛
از اول دوستت داشته باشم !
و دوباره از اول ..
آخر میدانی ؛
به قول مادربزرگ
همه چیز،
فقط اولش خوب است
کاااش بودی , آنچنان که هستی...
برچسب:
نویسنده: پرهام قنبری
از کدام سویِ رودِ بزرگ بنا میکنند
ما به آب خواهیم زد!
ما،
از پردههایِ تو در تویِ این تقدیرِ مزخرف،
عبور خواهیم کرد!
علی صالحی
برچسب:
نویسنده: پرهام قنبری